مراحل خلقت جهان

خاقت جهان -هیئت محبین امام حسن عسکری(ع)بهبهان

                  
دکتر محمد علی رضایی اصفهانی
قرآن کریم همچون تورات، مراحل و دوره‌های خلقت جهان را در  آیاتی چند تذکر داده است. در اینجا مراحل خلقت از نظر قران و علم را مورد بررسی قرار می ‌دهیم و سپس اشاره‌ای به مراحل خلقت از  نظر تورات خواهیم داشت. قرآن کریم در این مورد چند دسته آیات دارد:
اول:
« ان ربکم الله الذی خلق السموات و الارض فی سنه ایام » (اعراف / ۵۴ و نیز یونس / ۳و هود/۷ و حدید / ۴)
« در حقیقت پروردگار شما آن خدایی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید.»
دوم:
«الله الذی خلق السموات و الارض و ما بینما فی سنه ایام»(سجده /۴ و نیز فرقان/ ۵۹ و ق/۳۸)
« خدا کسی است که آسمانها و زمین و‌آنچه بین آنهاست را در شش    روز آفرید.»
تذکر: به نظر می ‌رسد که مقصود از « سموات و ارض» مجموعه جهان هستی باشد یعنی تعبیر « آسمانها و زمین و آنچه آنهاست» کنایه          از مجموعه هستی است.
سوم: « قل أئنکم لتکفرون بالذی خلق الارض فی یومین و تجعلون له اندادا ذلک رب العالمین و جعل فیها رواسی من فوقها و بارک‌فیها و قدر فیها اقواتها فی اربعه ایام سوآءً للسائلین ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض ائتیا طوعا اوکرها قالتا اتینا طائعین فقضاهن سبع سموات فی یومین و اوحی فی کل سماء امرها و زینا السماء الدنیا بمصابیح و حفظا ذلک تقدیر العزیز العلیم»(فصلت / ۹ـ۱۲)
« بگو: آیا شمایید که واقعا به آن کسی که زمین را در دو هنگام          آفرید، کفر می ‌ورزید و برای او همتایانی قرار می ‌دهید؟ این است پروردگار جهانیان. و در [زمین] از فراز آن [لنگرآسا] کوهها      نهاد و در آن خیر فراوان پدید آورد و مواد خوراکی آن را در چهار          روز اندازه ‌گیری کرد[که] برای خواهندگان، درست[و متناسب                 با نیازهایشان] است. سپس آهنگ [ آفرینش ] آسمان کرد، و آن            بخاری بود. پس به آن و به زمین فرمود: « خواه یا ناخواه بیایید.» آن  دو گفتند: «فرمان‌پذیر آمدیم.» پس آنها را [به صورت ] هفت آسمان، در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمان کار[مربوط به ] آن را وحی فرمود، ‌و آسمان[این] دنیا را به چراغها آذین کردیم و [آن را نیک] نگاه داشتیم؛ این است اندازه ‌گیری آن نیرومند دانا.»
«ءأنتم أشد خلقا ام السماء بناها رفع سمکها فسواها و اغطش لیلها و اخرج ضحاها و الارض بعد زلک دحاها اخرج منها ماءها و مرعاها و الجبال ارساهامتاعالکم و لانعامکم»(نازعات/۲۷ـ۳۳)
« آیا زنده شدن شما [بعد از مرگ] مهمتر است یا آفرینش آسمان؟        خداوند آن را بنا کرد و برافراشت و منظم ساخت، شب آن را تاریک  و روز آن را آشکار ساخت، و زمین را بعد از آن گسترد، آبهای  درونی آن و گیاهان و چراگاههای آن را خارج نمود، و کوهها را بعد از آن پا برجا ساخت، تا وسیله زندگی برای شما و چهارپایانتان  فراهم گردد.»
تذکر: در آیات دسته اول یک مضمون تکرار شده است. و آن  اینکه خداوند« آسمانها و زمین را در شش روز (یوم) خلق کرده است».
در آیات دسته دوم کلمه« بینهما» اضافه شد یعنی خداوند آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست را در شش روز (یوم) خلق کرد.
در آیات دسته سوم(فصلت/۹ـ۱۲) مجموعا سخن از هشت روز(یوم)  گفته شده است.
در اینجا چند پرسش مطرح می ‌شود که باید در ضمن مباحث آینده  روشن شود:

۱ـ منظور از « سموات و ارض» چیست؟
۲ـ منظور از «یوم» چیست؟ آیا قبل از خلقت خورشید و زمین و پدید آامدن شب و روز می ‌توان سخنی از آفرینش جهان در شش «روز» (فاصله طلوع تا غروب خورشید) گفت؟
۳ـ اگر مراد از یوم روز معمولی است، تعارض این مطلب با یافته‌های علمی چگونه حل می ‌شود؟ که می ‌گویند جهان در طی  میلیاردها سال بوجود آمده است.
۴- اگر مقصود از « یوم» شش دوره است این دور‌ه‌ها از نظر علمی  کدام است؟
۵ـ تعارض آیات سوره فصلت که سخن از هشت یوم می ‌گوید با آیات دسته اول و دوم که خلقت سموات و ارض را در شش یوم می ‌داند چگونه حل می ‌شود؟
۶ـ با توجه به اینکه قدرت خدا نامحدود و مطلق است پس چرا جهان         را در یک لحظه نیافرید و در شش روز یا شش دوره خلق کرد؟
مباحث لغوی و اصطلاحی :
الف ـ یوم در لغت و قرآن:
اصل این لغت به معنای زمان محدود مطلق است چه کم یا زیاد، مادی       یا ماوراء مادی، روز یا اعم از روز و شب. و این واژه  در قرآن  حداقل در چند معنا استعمال شده است:
۱ـ از طلوع خورشید تا غروب آن: مثل :
« فمن لم یجد فصیام ثلاثه ایام فی الحج»(بقره /۱۹۶)
« و هر کس که [قربانی حج] نیافت [باید] در هنگام حج سه روز             روزه [بدارد].»
۲ـ مقداری (دوره‌ای ) از زمان: مثل:
« فذکر هم بایام الله»(ابراهیم /۵)
« و روزهای خدا را به آنان یادآوری کن »
« تلک الایام نداولها بین الناس»(آل عمران /۱۴۰)
« ما این روزها [ی شکست و پیروزی] را میان مردم به نوبت                 می ‌گردانیم.»
در حدیثی از امیرالمومنین علی (ع) آمده است:
« الدهر یومان یوم لک و یوم علیک .»(نهج البلاغه / حکمت ۳۹۰)
« روزگار دو روز (دوره) است یک دوره به نفع تو و یک دوره              برعلیه توست.»
و در روایتی زیر آیه ۵۴ سوره اعراف از معصوم (ع) نقل شد که فرمودند:
« فی سنه ایام یعنی فی سنه اوقات.»
« در شش روز یعنی در شش وقت. »
تذکر: با توجه به سیاق آیات خلقت آسمانها و زمین در شش                     یوم، مقصود از «یوم» همان دوره یا مرحله است. و از اینجا              پاسخ پرسش سوم( تعارض بین یافته‌های علمی در باب خلقت جهان           در میلیاردها سال با آیات مربوط به خلقت آنها در شش روز)              روشن می ‌شود. چرا که اگر مقصود آیات شش دوره یا مرحله            خلقت باشد و مقصود شش روز معمولی ( از طلوع تا غروب نباشد   دیگر تعارضی پیدا نمی ‌شود. و یافته‌های علمی با آیات خلقت جهان            در شش دوره قابل جمع است.
۳ـ زمان خارج از مفهوم مادی مثل : الیوم الاخر، یوم القیامه و …
ب: سماوات و ارض در لغت و قرآن:
در لغت به بالای هر چیزی « سماء » گویند و پایین هر چیزی            را « ارض » گویند. اما آسمان و زمین در قران به معانی متعددی            بکار رفته و یا به مصادیق گوناگون اطلاق شده است ( که توضیح           همه آنها از موضوع این قسمت نوشتار خارج است) و فقط به چند           معنا و مصداق اشاره می کنیم.
۱ـ آسمان به معنی جهت بالا و زمین بمعنی پایین ( ابراهیم /۴) .
۲ـ آسمان به معنی جو اطراف زمین ( ق/۹) .
۳ـ آسمان به معنی کرات آسمانی و زمین به معنی کره زمین                ( فصلت /۱۱).
۴ـ آسمان به معنی مقام قرب و حضور الهی و زمین به معنی              مراتب نازل وجود. (سجده/۵) که شامل آسمان معنوی می ‌شود.
پس همیشه آسمان و زمین در قرآن به معنای مادی نیست. تا بخواهیم آن را در مورد خلقت جهان مادی و مراحل تشکیل و تکون آن حمل  کنیم. هر چند که ظاهر آیات ۹ـ۱۲ سوره فصلت همین آسمان و  زمین مادی است. اما برخی مفسران در مورد آیات ۴ـ۵ سوره سجده احتمال آسمان معنوی را تقویت می ‌کنند.
تذکر: بیان تعداد آسمانها(سموات سبع) و رمز عدد هفت یک بحث   مستقل می ‌طلبد و لذا در اینجا متعرض نمی شویم.
مراحل خلقت از منظر قرآن کریم و علم :
در مورد مراحل شش گانه با توجه به یافته‌های علمی و برداشت‌هایی          که از قرآن می ‌شود احتمالات متعددی می تواند مطرح شود.

۱ـ علامه طباطبایی (ره) در المیزان زیر آیه ۹ سوره فصلت می ‌نویسند:
« مقصود از « یوم» در « خلق الارض فی یومین » برهه‌ای از            زمان است نه روز خاص معهود یعنی مقدار حرکت کره زمین به  دور خودش که این ( احتمال دوم) ظاهر الفساد است و اطلاق            کلمه « یوم» بر قطعه‌ای از زمان که حوادث زیادی را در بردارد،زیاد است و استعمال شایعی است».
سپس به آیه ۱۴۰ سوره آل عمران و ۱۰۲ سوره یونس استشهاد می ‌جویند و می ‌نویسند:
« پس دو روزی که خداوند زمین را در آن دو خلق کرد دو قطعه   زمان است که زمین در آن دو مرحله کامل شد. و اینکه یک روز نفرمود دلیل این است که دو مرحله متغایر بوده مثل مرحله مذاب  بودن و جامد یا مثل آن. »

سپس شش روز بودن خلقت آسمانها و زمین را متذکر می ‌شوند و بیان می ‌کنند که چهار مرحله آن در سوره فصلت بیان شده است   دو مرحله در مورد خلقت زمین و دو مرحله در مورد خلقت آسمان(از مرحله دخان بودن تا تسویه آسمانهای هفتگانه) و سپس توجیه خاصی برای « اربعه ایام » ( فصلت/۱۰) می ‌کنند که در مبحث بعدی ذکر می ‌کنیم.( المیزان، ج ۱۷، ص ۳۶۳ـ۳۶۴٫ ر.ک: تفسیر برهان، زیر آیه ۵۴ سوره اعراف و تفسیر نمونه، ج ۶، ص ۲۰۰ به بعد)

۲ـ استاد مصباح یزدی در مورد شش روز (سته ایام، اعراف /۵۴)
دو احتمال را مطرح می ‌کنند:
الف ـ شش روز هفته ( روزهای معمولی ) :
ایشان متذکر می ‌شوند که در میان بنی ‌اسرائیل و اهل کتاب بویژه   یهود این مطلب شهرت داشت که خداوند آفرینش را از یکشنبه آغازید و در جمعه به پایان برد و شنبه را به استراحت پرداخت .  سپس متذکر می ‌شوند: ظاهرا این احتمال خیلی بعید است زیرا« روزها » از نظر علم جغرافیا عبارتند از مدت حرکت زمین به دور خودش (حرکت وضعی ) و در لغت گاه روز را در برابر   شب به کار می ‌بریم که در عربی«نهار» می ‌گویند . و یوم: اعم  است از روز تنها یا شبانه ‌روز. قبل از پیدایش زمین و خورشید  و آسمان تصور روز ممکن نمی ‌بود. و شنبه و یکشنبه‌ای در میان نبود. اگر نص قاطعی نیز در این مورد می ‌داشتیم در نهایت   می ‌توانستیم گفت که : روز در این مورد یعنی زمانی به اندازه بیست و چهار ساعت ولی چنین نصی نیز نداریم.

ب ـ شش دوره خلقت:
ایشان ، با بررسی واژه « یوم» در قرآن می ‌گوید که « یوم» در معانی غیر از « روز » هم به کار رفته است و آیات یوسف / ۵۴، نحل/۸ و حج /۴۷ و معارج /۴ و حدیثی از نهج‌البلاغه را شاه می ‌آورد . و سپس نتیجه می ‌گیرد که : از بررسی این همه می ‌توان   گفت که احتمال اینکه منظور از شش روز، شش دوره خلقت باشد بعید نیست.
سپس با ذکر آیات ۹ـ۱۲ فصلت می ‌نویسند: می ‌توان احتمال داد  که منظور از دو روز، در آفرینش آسمان دو مرحله خلقت باشد: درک مرحله به صورت گاز یا دود(دخان). و مرحله بعدی  به صورت آسمان هفتگانه.
در زمین نیز به همین قرار: یک روز به گونه گاز یا مایع وروز دیگر مرحله‌ای که به صورت جامد درآمده است( که هنوزمرکز زمین مایع است).( معارف قرآن، دو جلدی، ص ۲۴۱ـ۲۴۳)

۳ـ استاد مکارم شیرازی با توجه به آیات ۵۴ سوره اعراف و                9-12 سوره فصلت و یافته‌های علمی، دوران‌های احتمالی  شش گانه خلقت را اینگونه مطرح کرده‌اند:
( ر.ک: آیه الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۶، ص ۲۰۲ و نیز ج ۲۰، ص ۲۲۲ به بعد و نیز پیام قرآن، ج ۲، ص  166ـ۱۶۷)
اول : مرحله‌ای که جهان به صورت توده گازی شکل بود.
دوم: دورانی که توده‌های عظیمی از آن جدا شد و بر محور توده            مرکزی به گردش درآمد.
سوم: مرحله‌ای که منظومه شمسی تشکیل یافت(از جمله خورشید و زمین).
چهارم: روزی که زمین سرد و آماده حیات گردید.
پنجم: مرحله بوجود آمدن گیاهان و درختان در زمین .
ششم: مرحله پیدایش حیوانات و انسان در روی زمین.

ایشان در تفسیر آیات ۹-۱۲ سوره فصلت چند نکته را یادآوری می ‌کنند:

الف ـ استعمال « یوم » و معادل آن در فارسی (واژه روز) و در لغات دیگر به معنی « دوران» بسیار رایج و متداول است.
ب : در مورد کلمه « ثم » « ثم استوی الی السماء »(فصلت / ۱۱) که ظاهرا خلقت آسمان‌ها را پس از خلقت زمین و متعلقات آن قرار داده    است می ‌نویسند:
تعبیر « ثم» ( سپس) معمولاً برای تأخیر در زمان می ‌آید ولی گاه به معنی تأخیر در بیان می ‌باشد. اگر به معنی اول باشد مفهومش این است که آفرینش آسمانها بعد از خلقت زمین صورت گرفته   است ولی اگر به معنی دوم باشد هیچ مانعی ندارد که آفرینش آسمانها قبلاً صورت گرفته و زمین بعد از آن، ولی به هنگام بیان کردن ،          نخست از زمین و ارزاق، که مورد توجه انسانهاست شروع کرده و سپس به شرح آفرینش آسمانها پرداخته است.

معنای دوم گذشته از این که با اکتشافات علمی هماهنگ ‌تر است با آیات دیگر قرآن نیز موافقت دارد. و سپس به عنوان شاهد آیات ۲۷ـ۳۳ سوره نازعات « ءأنتم اشد خلقا ام السماء بناها رفع سمکها فسواها و اغطش لیلها و اخرج ضحاها و الارض بعد ذلک دحاها»را ذکر می ‌کنند. که روشن می ‌سازد مسایل مربوط به زمین بعد از آفرینش آسمان‌ها بوده است.

سپس مطالبی راجع به آسمان‌های هفتگانه و آسمان دنیا و « اربعه ایام » در آیه ۱۰ سوره فصلت بیان می ‌کند که در جای مناسب مطالب ایشان را ذکر خواهیم کرد.

سپس در مورد مراحل خلقت از نظر علوم جدید می ‌نویسد:

« دانش نو می ‌گوید که جهان از جرم گازی با دوران کند تشکیل شده و جزء اصلی آن هیدروژن و بقیه هلیوم بود سپس این   سحابی به پاره‌های متعدد با ابعاد و اجرام قابل ملاحظه‌ای تقسیم  شد…  و همین جرم گازی بعدها کهکشانها را تشکیل داد… و در اثر فشارها و نیروی جاذبه و پرتوهای وارده باعث شروع  واکنشهای (گرماـ هسته‌ای ) شد و از اتمهای ساده اتمهای سنگین بوجود آمد و هیدروژن به هلیوم و سپس کربن و اکسیژن تبدیل   می ‌گردد تا به فلزات و شبه فلزات منتهی می ‌شود.»

نتیجه‌گیری می ‌کند که: جریان کلی خلقت دو مرحله داشته است:

الف : تکاثف و تراکم توده‌ای گازی در حال چرخش.

ب : انفکاک آن به صورت پاره‌هایی با استقرار خورشید و سیارات  منجمله زمین.

سپس یادآور می ‌شود که طبق آیات ۹ـ۱۲ سوره فصلت نیز همین  دو مرحله لازم بود تا اجسام آسمانی و زمین تکوین یابد. امادر مورد چهار دوره بعد که مربوط به زمین و گیاهان و حیوانات   است یادآور می ‌شود که زمین چند عصر و دوره زمین‌شناسی دارد که انسان در عهد چهارم پدید آمد.
۴- یکی از صاحب‌نظران معاصر خلقت جهان را در چند عنوان   بررسی کرده و با آیات قرآن تطبیق می ‌کند که ما به صورت   خلاصه ذکر می ‌کنیم:

الف ـ آفرینش کیهان:

ایشان با ذکر آیه ۷ سوره هود « و هو الذی خلق السموات و الارض فی سنه ایام» می ‌نویسند:

« در آغاز، ظلمت و تاریکی سراسر جهان را فرا گرفته بود و  بجز خداوند یکتا هیچ کس و هیچ چیز نبود. « فقضاهن سبع سموات فی یومین »(فصلت / ۱۲) آنگاه خداوند متعال طی دو نوبت فرمان بنای آسمان‌های هفت‌گانه را صادر فرمود.»

سپس با اظهار بی ‌اطلاعی از ماده اولیه جهان ( و تأیید آن به وسیله آیه ۵۱ سوره کهف و سخنی از برخی دانشمندان) می ‌نویسند: آنچه از نظر قرآن و دانشمندان محقق است این مصالح عبارت بودند از ذرات دور و گاز که در فضا سرگردان اما چنان پراکنده بودند که بندرت به یکدیگر برمی ‌خورند. «ثم استوی الی السماء و هی دخان»(فصلت/۱۱)

ایشان به عنوان شاهد سخن « سر جمیس جینز» دانشمند فلک شناس را می‌آورد که می ‌گوید: ماده کون از گازهایی که در فضا انتشار دارد آغاز گشته و از تراکم این گازها سدیم ( مه رقیق ) پدید آمده است. (جمیس جینز، پیدایش و مرگ خورشید و نیز النجوم فی مسالکها)

سپس نتیجه میی گیرند که : خداوند طی دو دوره از این گازها آسمانهای هفتگانه را بنا نهاد (فصلت /۱۲ ) و بوسیله ستونهای نامرئی که امروز از آنها به نیروی جاذبه عمومی تعبیر می ‌شود کرات آسمانی را استوار گرداند(لقمان/۱۰).

ب ـ آفرینش ستارگان:
ایشان با ذکر آیه ۷ صافات :
« انا زینا السماء الدنیا بزینه الکواکب»
« ما آسمان پایین را با ستارگان درخشان زینت بخشیدیم» می ‌نویسند:
بدین ترتیب میلیون‌ها ذره گاز و دود به شکل ابرهای عظیم به دور هم گرد آمدند… توده‌های ابر ذرات را به سوی مرکز جذب می ‌کرد و بالاخره توده انبوه ابر جمع می ‌گشت و ذرات آن به یکدیگر نزدیک   می ‌شد. این ذرات که به یکدیگر اصطکاک پیدا می ‌نمود، تولید گرما می ‌کرد و گاهی در مرکز ابر گرما چنان شدت می ‌یافت که توده را به تابش می ‌افکند و فضای تاریک را روشن می ‌ساخت سرانجام میلیون‌ها توده ابر به صورت ستاره درآمدند . آسمان پایین چراغانی گردید.(البته همه ستارگان هم در یک زمان پیدا نشدند)

ج ـ پیدایش خورشید:
در میان این دریای جوشان(دود و گاز) طرحی مارپیچی، از اثر چرخش مداری پیدا گردید . این شکل مارپیچ که آن را کهکشان راه شیری می ‌نامند. ماده خورشید و منظومه شمسی و زمین‌ ما در یکی از بازوان آن قرار داشت. « و جعل الشمس سراجا» (نوح/۱۶) « و خداوند خورشید را چراغ جهان افروز قرار داد. » در این بازوی کهکشان راه شیری طوفانی پرآشوب پدید آمد و جریان تند گازها آنها را به چرخش درآورد و همچنانکه می ‌چرخید به شکل فرفره‌ای پهن و عظیم درآمد و پاره‌های نورانی، برگرد آن روان گشت.
این فرفره بزرگ چرخید تا اینکه کم کم گازها به مرکز آن کشیده شد و در آنجا به صورت گوی عظیم و فروزانی تراکم یافت و سرانجام این گوی فروزان « خورشید» گردید.

د: پیدایش زمین و منظومه شمسی:
پاره‌های گاز و غباری که گرداگرد خورشید را هاله‌وار، فرا گرفته بود از هم پاشید و هر پاره از آن به صورت گردابی درآمد. هر گرداب مسیری جداگانه داشت و در آن مسیر به دور خورشید می ‌گردید. در گردابهای نزدیک به خورشید گرما و در گردابهای دوردست سرما حکومت می ‌کرد. از برخی ذرات گاز، بخار آب پدید آمد و مانند شبنم روی ذرات غبار  می ‌نشست و چون ذرات غبار به هم می ‌رسیدند، رطوبت شبنم آنها را به یکدیگر می ‌چسبانید. و گاهی نیز به شکل پاره‌های یخ ‌زده آب و گل در می ‌آمدند. نیروی جاذبه این پاره‌ها را به سوی یکدیگر جذب می ‌کرد و بزرگ می ‌شدند و گوی عظیم و چرخانی پدید می ‌آورند. و سرانجام این گوی« زمین» گردید.
بعد سایر سیارات(عطارد ـ زهره ـ مریخ ـ مشتری ـ زحل ـ اورانوس و نپتون و …) نیز از گردابها پدید آمدند و هر سیاره در مسیر خود، برگرد خورشید می ‌گردید.

هـ ـ سرنوشت زمین:
زمین شکل می ‌بندد و به صورت گوی بزرگی از صخره‌های خشک و عریان جلوه‌ گر است. ( نه حیات ـ نه هوا ـ نه ابر) توده‌های بخار آب و دیگر گازها همراه با توده‌های گل، قرنها پیش در آن مدفون شده و اینکه آن گازها، در میان صخره‌های زمین محبوسند. از شکسته شدن اتم‌های مخصوص صخره‌های زمین گرما پدید می ‌آید و در ژرفای زمین صخره‌های چنان گرم می ‌شوند که گداخته می ‌گردند و همراه با حباب‌های گاز به جوش در می ‌آیند و از آتشفشانها فوران کرده به روی زمین روان می شوند.
گازها نیز از آتشفشانها بیرون می ‌زنند و در پیرامون زمین گسترده می ‌شوند و پوششی از هوا بر روی آن می ‌کشند. بخار آب سرد می ‌شود و ابرهای کلان پدید می آید و بارانهای نخستین فرو می ‌بارد. میلیونها سال همچنان باران می بارد و در گودال‌های زمین فرو می ‌رود… قرآن در این باره می ‌فرماید:
«و انزلنا من السماء ماء قدر فاسکناه فی الارض » (مومنون/۱۸)
« و بقدر آب از آسمان فرو فرستادیم که آن را در زمین مسکن دادیم.»

و: پیدایش حیات در روی زمین [۳۴] ( این مطلب را در یک بحث مستقل بررسی می کنیم)

۶ـ دکتر حمید النجدی در مورد آیات سوره فصلت / ۹ـ۱۱ در کتاب  الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، می نویسد که :
« قبلاً دانشمندان فکر می ‌کردند که زمین و آسمانها از یک جنس تشکیل شده است اما مباحث جدید علمی روشن کرد که عناصر تشکیل دهنده زمین و کرات آسمانی متفاوت است. یعنی ستارگان از ۹۹% هیدروژن تشکیل شده است اما زمین از عناصر و فلزات ( حدود صد عنصر) تشکیل شده است . و نتیجه گرفتند که هر چند که منشأ زمین و آسمانها یکی است اما اول زمین تشکیل شده و سپس ستارگان بوجود آمده‌اند یعنی ظرف تشکیل زمین با ظرف تشکیل ستارگان و سیارات متفاوت است و سپس متذکر می شود که اگر قرآن کریم در آیات فوق اول خلقت زمین و سپس خلقت آسمان را مطرح کرده است به همین لحاظ است.»